page contents دانشجویان مدیریت ارومیه
X
تبلیغات
رایتل
 
دانشجویان مدیریت ارومیه
فرهیختـــگان امروز ؛ مدیـــران فردا
                                                                 
درباره وبلاگ
با سلام به وبلاگ دانشجویان مدیریت ارومیه خوش اومدید. این وبلاگ برای دانشجویان مدیریت ورودی های سال 90 ایجاد شده ولی همه می توننداز مطالبش استفاده کنند. اینجا هم مطالب علمی داریم و هم دلنوشته های دانشجوها و خیلی چیزای دیگه ...! در ضمن در مورد مطالب حتما نظر بدید ! ( بالا گوشه ی سمت راست هر مطلب ) در نظر سنجی هامونم حتمـــا شرکت کنیـــد!!! {این پایینه }
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 174958
امکانات دیگر






ساعت فلش مذهبی

شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1392 :: 11:40 ب.ظ ::  نویسنده : Alireza
ده قانـون کلـی بـرای زنـدگی



 قانون یکم

به شما جسمی داده شده. چه جسمتان را دوست داشته یا از آن متنفر باشید، باید بدانید که در طول زندگی در دنیای خاکی با شماست.

 قانون دوم

در مدرسه‌ای غیر رسمی و تمام وقت نام‌نویسی کرده‌اید که "زندگی" نام دارد. در این مدرسه هر روز فرصت یادگیری دروس را دارید. چه این درس‌ها را دوست داشته باشید چه از آن بدتان بیاید، پس بهتر است به عنوان بخشی از برنامه آموزشی برایشان طرح‌ریزی کنید.

 قانون سوم

اشتباه وجود ندارد، تنها درس است. رشد فرآیند آزمایش است، یک سلسله دادرسی، خطا و پیروزی‌های گهگاهی، آزمایش‌های ناکام نیز به همان اندازه آزمایش‌های موفق بخشی از فرآیند رشد هستند.



ادامه مطلب ...




شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1392 :: 04:56 ب.ظ ::  نویسنده : araz

 معرفی ۱۷ شیرزن پر افتخار ایران باستان

شیرزنان ایران باستان 

یوتاب

 یوتاب : سردار زن ایرانی که خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است . وی درنبرد با اسکندر گجستک همراه آریوبرزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست . ولی یک ایرانی راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد .



ادامه مطلب ...




شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1392 :: 02:05 ب.ظ ::  نویسنده : Alireza






شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1392 :: 12:01 ب.ظ ::  نویسنده : Asal

 

 بهش گفت: یا بمان و امید فردایم باش، یا گذشته ام را برگردان و برو!!






شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1392 :: 09:50 ق.ظ ::  نویسنده : sahel

دانشجویی پس از آنکه در درس منطق نمره نیاورد، به استادش پیغام زد که: "‌استاد، شما واقعا چیزی در مورد موضوع این درس می دانید؟"

استاد در جواب گفت: "بله حتما، در غیر اینصورت نمی توانستم یک استاد باشم."
دانشجو در ادامه نوشت: "‌بسیار خوب، من مایلم از شما یک سوال بپرسم. اگر جواب صحیح دادید، من نمره ام را قبول می کنم. در غیر اینصورت، از شما می خواهم به من نمره ی قبولی بدهید."



ادامه مطلب ...




شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1392 :: 09:31 ق.ظ ::  نویسنده : sahel

در مقابل تقدیر خداوند مثل کودکی یک ساله باش...!


وقتی او را به هوا می اندازی، می خندد...


چون ایمان دارد که تو او را خواهی گرفت...







جمعه 30 فروردین‌ماه سال 1392 :: 10:06 ب.ظ ::  نویسنده : Alireza
مراقب حاضر جوابی بچه ها باشید ! ( 4 تا داستان )


دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد.

معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد زیرا با وجود

اینکه پستاندار عظیم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسیار کوچکى دارد.



ادامه مطلب ...




جمعه 30 فروردین‌ماه سال 1392 :: 07:44 ب.ظ ::  نویسنده : sahel

در یک شرکت بزرگ ژاپنی که تولید وسایل آرایشی را برعهده داشت ، یک مورد تحقیقاتی به یاد ماندنی اتفاق افتاد : شکایتی از سوی یکی مشتریان به کمپانی رسید . او اظهار داشته بود که هنگام خرید یک بسته صابون متوجه شده بود که آن قوطی خالی است.

بلافاصله با تاکید و پیگیریهای مدیریت ارشد کارخانه این مشکل بررسی و ...



ادامه مطلب ...




جمعه 30 فروردین‌ماه سال 1392 :: 07:11 ب.ظ ::  نویسنده : araz

 

سلام

امروز می خوام داستان عاشقانه  ی تقدیر رو واستون بنویسم

امیدوارم خوشتون بیاد



ادامه مطلب ...




جمعه 30 فروردین‌ماه سال 1392 :: 03:22 ب.ظ ::  نویسنده : araz

شیشه ای میشکند

یک نفر میپرسد

که چرا

شیشه شکست؟

یک نفر میگوید:

شاید این رفع بلاست

دیگری میپرسد

شیشه پنجره را باد شکست؟

دل من سخت شکست

هیچ کس هیچ نگفت

غصه ام را نشنید

از خودم میپرسم"

ارزش قلب من از شیشه پنجره هم کمتر بود.







جمعه 30 فروردین‌ماه سال 1392 :: 01:52 ب.ظ ::  نویسنده : Alireza
اتومبیل مردی که به تنهایی سفر می کرد در نزدیکی صومعه ای خراب شد.


مرد به سمت صومعه حرکت کرد و به رئیس صومعه گفت :

«ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟ »


رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت کرد.

شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر کردند.


شب هنگام وقتی مرد می خواست
بخوابد صدای عجیبی شنید.

صدای که تا قبل از آن هرگز نشنیده بود .


صبح فردا از راهبان صومعه پرسید که صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند:



ادامه مطلب ...




جمعه 30 فروردین‌ماه سال 1392 :: 12:15 ب.ظ ::  نویسنده : Asal

زن با خشونت بسیار زیاد  پای تلفن : "معلوم هست این موقع شب کجایی توووووووووو؟!"

مرد : سلام خانوم، عزیزم اون جواهر فروشی رو یادته ؟! یادته از یه انگشتر برلیان خوشت اومده

بود و گفتی من اینو می خوام، اما من اون موقع پول نداشتم ولی بهت گفتم که حتما

این انگشتر یه روز ماله تو میشه عشقم...؟!

زن بسیار مهربان و با ملاطفت : " خوب معلومه عزیرممممممممممممم..."

.
.
.
مرد : من تو رستوران بغلیشم دارم با دوستام شام می خورم شبم دیر میام خونه!!!! 

...یعنی دیگه آخر نامردیه ها...






جمعه 30 فروردین‌ماه سال 1392 :: 12:10 ب.ظ ::  نویسنده : Asal





جمعه 30 فروردین‌ماه سال 1392 :: 10:52 ق.ظ ::  نویسنده : sahel
تصاویر متحرک و زیبا رو در ادامه ی مطلب مشاهده کنید !




ادامه مطلب ...




پنج‌شنبه 29 فروردین‌ماه سال 1392 :: 08:55 ب.ظ ::  نویسنده : Alireza
دوستان عزیز لغت های کلیدی زبان تخصصی 1,2 رو برای رشته ی مدیریت که با استاد گرامی

جناب آقای هدایت زاده ارائه شده در قالب یک فایل pdf برای دانلود قرار دادم که ایشاالله

مورد استفادتون قرار بگیره .


دانلود در ادامه مطلب :



ادامه مطلب ...




   1      2       3       4       5       ...      8    >>