page contents دانشجویان مدیریت ارومیه
X
تبلیغات
رایتل
 
دانشجویان مدیریت ارومیه
فرهیختـــگان امروز ؛ مدیـــران فردا
                                                                 
درباره وبلاگ
با سلام به وبلاگ دانشجویان مدیریت ارومیه خوش اومدید. این وبلاگ برای دانشجویان مدیریت ورودی های سال 90 ایجاد شده ولی همه می توننداز مطالبش استفاده کنند. اینجا هم مطالب علمی داریم و هم دلنوشته های دانشجوها و خیلی چیزای دیگه ...! در ضمن در مورد مطالب حتما نظر بدید ! ( بالا گوشه ی سمت راست هر مطلب ) در نظر سنجی هامونم حتمـــا شرکت کنیـــد!!! {این پایینه }
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 183598
امکانات دیگر






ساعت فلش مذهبی

دوشنبه 28 اسفند‌ماه سال 1391 :: 11:25 ب.ظ ::  نویسنده : araz

برسنگ مزارم بنویسید آشفته دلی خفته دراین خلوت خاموش …
او زاده ی غــم بـود کـه از خــاطــر دوستـــان گشــت فراموش …  






دوشنبه 28 اسفند‌ماه سال 1391 :: 08:38 ب.ظ ::  نویسنده : Alireza



پس از ۱۱ سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدوداً دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود به همسرش گفت که درب بطری را ببندد و آنرا در قفسه قرار دهد. مادر پر مشغله موضوع را به کل فراموش کرد...



ادامه مطلب ...




دوشنبه 28 اسفند‌ماه سال 1391 :: 07:10 ب.ظ ::  نویسنده : sahel

شما درباره آدما به این نتیجه رسیدین ؟؟؟

1.وقتی کسی بخاطر کارهای احمقانه بشدت می خندد مطمئن باشید که او در اعماق درون غمگین است ...



ادامه مطلب ...




دوشنبه 28 اسفند‌ماه سال 1391 :: 06:09 ب.ظ ::  نویسنده : sahel

مردی دیروقت، خسته و عصبانی از سر کار به خانه بازگشت. دم در، پسر پنج ساله اش را دید که در انتظار او بود.
- بابا! یک سوال از شما بپرسم؟
- بله حتماً. چه سوال؟
- بابا شما برای هر ساعت کار چقدر پول می‌گیرید؟
مرد با عصبانیت پاسخ داد : این به تو ربطی نداره. چرا چنین سوالی می‌پرسی؟



ادامه مطلب ...




دوشنبه 28 اسفند‌ماه سال 1391 :: 04:58 ب.ظ ::  نویسنده : araz

سوتی های جالب مجلس  



برای دیدن بقیه به ادامه ی مطالب بروید



ادامه مطلب ...




دوشنبه 28 اسفند‌ماه سال 1391 :: 04:37 ب.ظ ::  نویسنده : Asal

یارو نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش !مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت !مرده یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعدا
مرگ : نه اصلا راه نداره ! همه چی طبق برنامست ! طبق لیست من الان نوبت توئه
مرده گفت : حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر . . .مرگ قبول کرد و مرده رفت شربت بیاره ! توی شربت ۲ تا قرص خواب خیلی قوی ریخت !مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت . . .مرده وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد نوشت آخر لیست و منتظر
شد تا مرگ بیدار شه . . .مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت ، به
خاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن می کنم!!!!






دوشنبه 28 اسفند‌ماه سال 1391 :: 02:22 ب.ظ ::  نویسنده : Alireza
به استـقبال نـوروز و بـهار ...

باز کن پنجره ها را، که نسیم

روز میلاد اقاقی ها را

جشن می گیرد،


ادامه ی شعر و تصاویــــــــــر :



ادامه مطلب ...




دوشنبه 28 اسفند‌ماه سال 1391 :: 12:07 ق.ظ ::  نویسنده : Asal

 

 

 

 شرمنده می کند فرزند را، دعای خیر مادر، در کنج خانه ی سالمندان...






یکشنبه 27 اسفند‌ماه سال 1391 :: 06:33 ب.ظ ::  نویسنده : araz
بگذر از نی...
من حکایت می کنم
وز جدایی ها شکایت می کنم
نی کجا این نکته ها آموخته؟
نی کجا اندر نیستان سوخته؟
بشنو از من...
بهترین راوی منم
راست خواهی...
هم نی وهم نیزنم
نشنو از نی...
نی حصاری بیش نیست بشنو از دل...
دل حریم دلبریست
نی چو سوزد
خاروخاکستر شود
دل چو سوزد
خانه ی دلبر


ادامه مطلب ...




یکشنبه 27 اسفند‌ماه سال 1391 :: 06:29 ب.ظ ::  نویسنده : araz

دموکراسی می گوید: رفیق، حرفت را خودت بزن، نانت را من می خورم.

مارکسیسم می گوید: رفیق، نانت را خودت بخور، حرفت را من می زنم.

فاشیسم می گوید: رفیق، نانت را من می خورم، حرفت را هم من می زنم

و تو فقط برای من کف بزن ...


اسلام حقیقی می گوید: نانت را خودت بخور، حرفت را هم خودت بزن

و من فقط برای اینم که تو به این حق برسی.


اسلام دروغین می گوید: تو نانت را بیاور به ما بده ، و ما قسمتی از آن را جلوی

تو می اندازیم، اما آن حرفی را که ما می گوییم بزن!



ادامه مطلب ...




یکشنبه 27 اسفند‌ماه سال 1391 :: 05:10 ب.ظ ::  نویسنده : Alireza


بلبل طبعم غزل خوان در ثنای زینب است
                                                         مرغ روحم پر زنان اندر هوای زینب است


میلاد مسعود دُخت نازنین حضرت علی (ع) مبارک باد






یکشنبه 27 اسفند‌ماه سال 1391 :: 02:59 ب.ظ ::  نویسنده : Asal

بیمار: واقعا عجیبه آقای دکتر! از وقتی شروع کردم به صحبت با شما و دردها و مشکلاتمو براتون گفتم، سردردم کلا از بین رفته 

دکتر: از بین نرفته خانم ، به من منتقل شده

نتیجه: درد ها از بین نمیروند بلکه از شخصی به شخص دیگر منتقل میشوند!!!






یکشنبه 27 اسفند‌ماه سال 1391 :: 02:21 ب.ظ ::  نویسنده : Asal

هـــــرچــﮧ مـے رومـ
نمـے رسمـــ
گـاهـے با خـو
ב فکـر مـے کنــم....
نکــنـ
ב مـטּ باشم
کلــــاغ آخـر قصـ ـﮧها!!!






یکشنبه 27 اسفند‌ماه سال 1391 :: 01:38 ب.ظ ::  نویسنده : sahel

ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی می‌کرد و مردم با نیرنگی٬ حماقت او را دست می‌انداختند. دو سکه به او نشان می‌دادند که یکی شان طلا بود و یکی از نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد.



ادامه مطلب ...




یکشنبه 27 اسفند‌ماه سال 1391 :: 12:42 ق.ظ ::  نویسنده : Alireza
پل عابر پیاده در چین !



تصـــــــــاویر بیشتـــــــر :



ادامه مطلب ...




   1      2       3       4       5       ...      8    >>