مردی به استخدام یک شرکت بزرگ چندملیتی درآمد. در اولین روز کار خود، با کافه تریا تماس گرفت و فریاد زد: «یک فنجان قهوه برای من بیاورید.»
صدایی از آن طرف پاسخ داد: «شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. می دانی تو با کی داری حرف می زنی؟»
کارمند تازه وارد گفت: «نه»
صدای آن طرف گفت: «من مدیر اجرایی شرکت هستم، احمق.»
مرد تازه وارد با لحنی حق به جانب گفت: «و تو میدانی با کی حرف میزنی،بیچاره.»
مدیر اجرایی گفت: «نه»
کارمند تازه وارد گفت: «خوبه» و سریع گوشی را گذاشت



دوستان گرامی با مراجعه به ادامه ی مطلب
توضیحات رو مطالعه و جزوه رو دانلود کنید .
ادامه مطلب ...
در داستانی امده که دو دوست از بیابانی می گذشتند در طول سفر بحث و بگو مگویی بین انها در گرفت و یکی از انها به صورت دیگری سیلی زد ان یکی که سیلی خورده بود مصدوم شد و بدون انکه چیزی بگوید روی شن ها نوشت :(امروز بهترین دوستم به من سیلی زد ) انها رفتند تا به مرغزاری رسیدند در انجا تصمیم گرفتند حمام کنند ان کسی که سیلی خورده بود در باتلاقی افتاد و نزدیک بود که غرق شود اما دو ستش او را نجات داد وقتی که از غرق شدن خلاص شد روی یک سنگ نوشت :(امروز بهترین دوستم جانم را نجات داد ) دوستی که به او سیلی زده ونجاتش داده بود پرسید(پس از اینکه به تو سیلی زدم روی شن ها نوشتی حالا رو سنگ می نویسی.چرا)دوست دیگر پاسخ داد ( وقتی کسی اذیتمان می کند باید ان را روی شن و ماسه بنویسیم جایی که بادهای بخشش بتواند ان را از بین ببرد اما وقتی کسی به ما خوبی می کند باید ان را روی سنگ کنده کاری کنیم تا هیچ بادی نتواند ان را از بین ببرد
با سلام خدمت دوستان عزیز
می تونید با مراجعه به ادامه ی مطلب ؛
لغت های زبان تخصصی 3و4 رشته مدیریت بازرگانی
که تدریس استاد گرامی جناب آقای دکتر هدایت زاده هست دانلود کنید .

استاد از شاگردان خود پرسید :
بنظر شما چه چیز انسان را زیبا میکند؟
هر یک جوابی دادند
یکی گفت :چشمان رنگی
دومی گفت :قدی بلند
و دیگری گفت: پوستی سفید
ادامه مطلب ...




پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم
و برای طرفم شاخ و شونه
میکشیدم که نابودت میکنم !
ادامه مطلب ...
خداوندا چنان کن سالِی که در راهه ، سالِ ما باشد

سعادت، بختِ نیکو، حال خوش در فال ما باشد

پلیدی ها و زشتی های دنیا سهمِ اهریمن

قشنگیها و خوبیهای دنیا مالِ ما باشد

پریشان حالی و اندوه، صد فرسنگ از ما دور

رفاه و امن و آرامش رفیق حال ما باشد

قطار زندگی که گاهگاهی خط عوض می کرد
پس از این روی ریلِ بهترین آمال ما باشد

سیاهی گم شود در سالِ کهنه، سالِ نو سالِ
طلوع آفتاب از مشرقِِ اقبال ما باشد 

یا ابن الحسن جانم فدای تو
متی ترانا و نراک
کی میرسد که ما را نظاره کنی و ما جمال نورانیت را نظاره کنیمیا مهدینا طال البعدُ فمتی یَبدی القمر
ای مهدی ما دوریت بسیار طولانی شد ،کی می رسد که ماه ظاهر شود؟
تعبت کلُ عیون الدنیا من آلام السهر
در دنیا همه چشمان از رنج شب زنده داری خسته شد
فی کل فوادٍ نقضته تدعو للمنتظر
ویرانه های هر قلبی امام منتظر را می خوانند
و القلب مولای دعاک متی ترانا و نراک
و ای مولای من دلم تو را می خواند کی می رسد که…
یا بن الحسن روحی فداک
