در داستانی امده که دو دوست از بیابانی می گذشتند در طول سفر بحث و بگو مگویی بین انها در گرفت و یکی از انها به صورت دیگری سیلی زد ان یکی که سیلی خورده بود مصدوم شد و بدون انکه چیزی بگوید روی شن ها نوشت :(امروز بهترین دوستم به من سیلی زد ) انها رفتند تا به مرغزاری رسیدند در انجا تصمیم گرفتند حمام کنند ان کسی که سیلی خورده بود در باتلاقی افتاد و نزدیک بود که غرق شود اما دو ستش او را نجات داد وقتی که از غرق شدن خلاص شد روی یک سنگ نوشت :(امروز بهترین دوستم جانم را نجات داد ) دوستی که به او سیلی زده ونجاتش داده بود پرسید(پس از اینکه به تو سیلی زدم روی شن ها نوشتی حالا رو سنگ می نویسی.چرا)دوست دیگر پاسخ داد ( وقتی کسی اذیتمان می کند باید ان را روی شن و ماسه بنویسیم جایی که بادهای بخشش بتواند ان را از بین ببرد اما وقتی کسی به ما خوبی می کند باید ان را روی سنگ کنده کاری کنیم تا هیچ بادی نتواند ان را از بین ببرد
بلکه طرف کار اشتباهی کرده بوده که دوستش سیلی زده خوب...
ما که نباید یک بعدی به قضیه نگا کنیم........
.
هر چند که میدونم پیام اصلی داستان یه چیز دیگه هست و
منظورش بخشیدن خطاهای دوستمون و فراموش نکردن خوبی های اونه ....
.
ولی گفتم باز بگم که در حق دوستی که سیلی زده ظلم نشه...
.
ممنون
بسیار ممنون از این نکته بینی دقیقتون ولی من خودم رو می گم (اگه دوستم کار اشتباهی کرد نهایتش اینه که سرش داد بکشم نه اینکه یکی بخوابونم زیر گوشش)
البته در زندگی ؛
) دیوار را خراب نکن یک آجر از آن دیوار بردار !
هر عملی ؛ عکس و العملی ...
+
لذتی که در بخشش هست در انتقام نیست ...
=
به ازای خوبی هایی که دوستت به تو می کند یک آجر بگذار و یک دیوار دوستی از این خوبی ها بساز و اگر او یک بدی کرد (نزن عین چی این دیوار رو داغون کنی
خوب آره فرمایش شما صحیح.... در موقعیت های عادی درسته.....
ولی اگه قرار باشه وسط یه بیابون تک و تنها با یه دوستون گرفتار بشین و دوستتون یه حماقتی بکنه که قرار باشه تاوانشو با جونتون پس بدین، شاید هم خون به مغز آدم نرسه و بخوابونین زیر گوشش... دیگه نمیدونم... شما بگین!!!