دانشجویان مدیریت ارومیه

دانشجویان مدیریت ارومیه

فرهیختـــگان امروز ؛ مدیـــران فردا
دانشجویان مدیریت ارومیه

دانشجویان مدیریت ارومیه

فرهیختـــگان امروز ؛ مدیـــران فردا

فرهنگ لغت جدید و خنـــــده دار 3

فرهنگ لغت جدید و خنـــــده دار سری سوم




Topless : به اصفهانیِ غلیظ، توپوله !       تجدید فراش : دوباره فر‌ کردنِ موهاش


‫کوآرتز : هنرهایی که می گفتی، کو ؟      اسلواکی : نرم و خرامان گام برداشتن

پورشه : فقیر بشه الهی به حق ۵ تن      Macromedia: رسانه های عوام فریب

ادامه مطلب ...

یاد کودکی بخیر...

دلتنگ کودکیـــم. . .

یادش بخیـــر. . . !

قهر میکردیم تا قیامت و لحظه ای بعد قیامت میشد!!!

گریه می کنم...

دلتــ♥ کــہ گرفتــہ باشـد

صداـے ترانـہ کـہ هیـچ

بــا صداـے دسـتــــ فروش دوره گــــرد همـ گریــ♥ـــہ میکنـــــے (!) 

حدس می زنی اینجا چه خبره ؟



اول جواب بده بعد برو ادامه ی مطلب ...

ادامه مطلب ...

ردپای انسانیت



وقتی ردپای احساس سبز انسانیت خویش را


در قلب کسی باقی بگذاری،بیشتر از حاضرین،

حاضر خواهی بود؛

حتی اگر غایب باشی......

پیکنیک لاکپشتی



یک روز خانواده ی لاک پشتها تصمیم گرفتند که به پیکنیک بروند. از آنجا که لاک

پشت ها به صورت طبیعی در همه ی موارد یواش عمل می کنند، هفت سال طول کشید تا
برای سفرشون آماده بشن!

در نهایت خانواده ی لاک پشت خانه را برای پیدا کردن یک جای مناسب ترک کردند.
در سال دوم سفرشان (بالاخره) پیداش کردند. برای مدتی حدود شش ماه محوطه رو تمیز
کردند، و سبد پیکنیک رو باز کردند، و مقدمات رو آماده کردند. بعد فهمیدند که
نمک نیاوردند!


ادامه مطلب ...

ازآب بیاموزیم....


دو قطره آب که به هم نزدیک شوند، تشکیل یک قطره بزرگتر می

دهند...

اما دو تکه سنگ هیچ گاه با هم یکی نمی شوند!

پس هرچه سخت تر باشیم، فهم دیگران برایمان مشکل تر است.

من افتاب گردانم

 

 

 

من افتاب گردانم 

 من این را برای او می نویسم  

بانو سلام...!!!  

...

ادامه مطلب ...

وعده ی بی عمل!

پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر بیرون رفت. دید نگهبانی با لباس اندک نگهبانی میدهد. به او گفت سردت نیست؟ نگهبان گفت چرا اما مجبورم طاقت بیارم.

پادشاه گفت : به قصرم میروم و یک لباس گرم برایت می آورم. پادشاه به محض اینکه به قصر رفت سرمای بیرون قصر را فراموش کرد. 

<<ادامه شو حتما بببینید>>

ادامه مطلب ...

تفاوت مدیـران در اونـور دنیا و اینـور دنیا !



اونور دنیا : موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده می‌شود.
اینور دنیا : موفقیت مدیر سنجیده نمی‌شود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است.


ادامه دارد...

ادامه مطلب ...

شیر نر عاشق آهو...

شیر نری دلباخته‏ی آهوی ماده شد.

شیر نگران معشوق بود و می‏ترسید بوسیله‏ حیوانات دیگر دریده شود.
از دور مواظبش بود…
پس چشم از آهو برنداشت تا یک بار که از دور او را می نگریست،
شیری را دید که به آهو حمله کرد. فوری از جا پرید و جلو آمد.
دید ماده شیری است. چقدر زیبا بود، ...

گردنی مانند مخمل سرخ و بدنی زیبا و طناز داشت.
با خود گفت: حتما گرسنه است. همان جا ایستاد و مجذوب زیبایی ماده شیر شد.
و هرگز ندید و هرگز نفهمید که آهو خورده شد…
نتیجه اخلاقی : هیچ وقت به امید معشوقتون نباشید !! و در دنیا رو سه  چیز حساب نکنید اولی خوشگلی تون دومی معشوقتون و سومی را یادم رفت. اها اینکه تو یاد کسی بمونید وقتی لازمه ....