دانشجویان مدیریت ارومیه

دانشجویان مدیریت ارومیه

فرهیختـــگان امروز ؛ مدیـــران فردا
دانشجویان مدیریت ارومیه

دانشجویان مدیریت ارومیه

فرهیختـــگان امروز ؛ مدیـــران فردا

اروندرود

 

پرسید:ناهار چی داریم مادر؟ 

مادرگفت:باقالی پلوباماهی 

یاخنده روبه مادر کردوگفت:ماامروز این ماهی هارا میخوریم ویه روزی این 

ماهی ها مارا میخورند 

چندوقت بعد.....عملیات والفجر۸......درون اروند رود گم شد 

ومادر تاآخر عمرش ماهی نخورد...

خوشبختی

 

 

آدمی اگرفقط بخواهد خوشبخت باشدبزودی موفق میگرددولی او میخواهد 

خوشبخت ترازدیگران باشدواین مشکل است زیرا اودیگران راخوشبخت تر از 

آنچه هستد تصورمیکند

یادآوری

یادم باشد زمان بهترین استاد است 

یادم باشد قبل  از هرکار با انگشت به پیشانی ام بزنم تا بعدا با مشت برفرقم نکوبم 

یادم باشد باکسی آنقدر صمیمی نشوم شاید روزی دشمنم شود 

یادم باشد باکسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم شود

امید...

زندگی باور میخواهد آن هم از جنس امید که اگر

سختی راه به تو یک سیلی زد یک امید از ته قلب به

تو گوید :

که خدا هست هنوز...


یه روز .......

یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه

نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا !

با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. در نامه این طور نوشته شده بود :

خدای عزیزم ....

ادامه مطلب ...

سیـــرت زیبـــا

 سیــــــــــــرت زیبــــــــــا

رنگین کمان سهم چه کسی هست؟؟؟

  

. 

. 

. 

. . رنگیــن کمان سهم کسانی هست که تا آخرین لحظه زیر بـاران بمانند. .

گرگ درون !!!


سرخپوستی پیر به نوه ی خود گفت: فرزندم در درون ما بین دو گرگ  کارزاری  بر پاست . یکی از گرگ ها شیطانی به تمام معنا، عصبانی،دروغگو، حسود ، حریص و پست ... گرگ دیگر آرام ،خوشحال، امیدوار،فروتن و راستگو  پسر کمی فکر کرد و پرسید: پدر بزرگ کدامیک پیروز است؟؟؟؟ پدر بزرگ بی درنگ گفت:
 همانی که تو به او غذا می دهی.

بی معرفت من تغییر نکردم!

 

مدتها بود که همدیگر را ندیده بودند...

دستش را گرفت و گفت: چقد دستات تغییر کردن!!!

خودش را کنترل کرد و فقط لبخند زد. . .

با بغض سنگینش گفت: بی معرفت دستای من تغییر نکردن دستات به دستای اون عادت کرده.

نشانت نشانت . . .


مامور کنترل مواد مخدر به یک دامداری در ایالت تکزاس امریکا می رود و به صاحب سالخورده ی آن می گوید:


باید دامداری ات را برای جلوگیری از کشت مواد مخدربازدید کنم." دامدار، با اشاره به بخشی از مرتع ، می گوید:

ادامه مطلب ...

حافظ در عصر جدید(طنز)


نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس

دیدم به خواب حافط توی صف اتوبوس

گفتم : سلام حافظ ، گفتا : علیک جانم

گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم

گفتم : بگیر فالی گفتا : نمانده حالی

گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بی خیالی

گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟

گفتا : که می سرایم شعر سپید باری

گفتم : ز دولت عشق ، گفتا : کودتا شد 

...... 

حتما بخونید..

ادامه مطلب ...

ابلیس

روزى ابلیس (شیطان) در گوشه مسجد الحرام ایستاده بود...

حضرت رسول صلى الله علیه و آله هم سرگرم طواف خانه کعبه بودند.

 وقتى آن حضرت از طواف فارغ شد، دید ابلیس ضعیف و نزار و رنگ پریده ، کنارى ایستاده است ،

فرمود: اى ملعون ! تو را چه مى شود که چنین ضعیف و رنجورى ؟!

گفت : از دست امت تو به جان آمده و گداخته شدم . فرمود: مگر امت من با تو چه کرده اند؟

گفت : یا رسول الله ! چند خصلت نیکو در ایشان است ، من هر چه تلاش ‍ مى کنم

این خوى را از ایشان بگریم نمى توانم ...

فرمود: آن خصلت ها که تو را ناراحت کرده کدام اند؟

هنگامیکه به هم می رسند سلام می کنند.

با هم مصافحه می کنند.

 برای هر کاری که می خواهند انجام دهند ان شاالله می گویند.

 از گناه استغفار می کنند.

تا نام حضرت محمد (ص) را می شنوند صلوات می فرستند.

ابتدای هرکاری بسم الله الرحمن الرحیم می گویند.

( منبع: انورالمجالس، ص40 )

و آیا می دانید هنگامی که می خواهید این پیام را به دیگران ارسال کنید،

شیطان سعی خواهد کرد تا شما را منحرف کند؟!

روزگار غریبیست نازنین!!!

روزگار غریبیست نازنین!!!

دهقان فداکار پیر شده..

 چوپان دروغگو عزیز شده..

شنگول و منگول گرگ شدند..

کوکب حوصله ی مهمون نداره..

کبری تصمیم گرفته دماغشو عمل کنه..

روباه و زاغ دستشون تو یه کاسه ست..

حسنک گوسفنداشو فروخته تو یه شرکت آبدارچی شده..

آرش کمانگیر معتاد شده..

شیرین، خسرو و فرهاد رو قال گذاشته رفته اسکی..

رستم اسبشو فروخته یه موتور خریده با اسفندیار میرن کیف قاپی..

.

.

.

"واقعا چی به سر ایران اومده؟؟؟"