
یه خانواده ی سه نفری بودن
یه دختر کوچولو بود با مادر و پدرش
بعد از یه مدتی خدا یه داداش کوچولوی خوشگل
به دختر کوچولوی ما میده
بعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت ....
منی دییر هــــــا!
اوشاقلیغیما بَنجیــره!!!! هه هه
دوستان کسی میدونه هدف از مصرع آخر چیه؟!
مامان بزرگ شمــــام براتون ازین جور چیزا میخونه؟
انسان ازجنگ زلزله یاسیگار نمی میرد
انسان را روزی
لبخندهایی که نمیزند
واشک هایی که نمی ریزد خواهدکشت
خــــدایـــــــــــــــا
همــــه از تــــو مــی خواهنــد " بدهـــــــی "
امـــا, مـن از تــو مــی خواهـــم " بگیـــری " !
خستگـــی,
دلتنگــــی
و غصـــــه ها را,

مــــــــن اینجا. . . .
تــــــــو آنجا. . . .
نیمکت های دنیا را چه بد چیده اند!!!
روزی عارف پیری با مریدانش از کنار قصر پادشاه گذر میکرد.
شاه که در ایوان کاخش مشغول به تماشا بود، او را دید و بسرعت به نگهبانانش دستور داد تا استاد پیر را به قصر آورند.
عارف به حضور شاه شرفیاب شد.
شاه ضمن تشکر از او خواست که نکته ای آموزنده به شاهزاده جوان بیاموزد مگر در آینده او تاثیر گذار شود.
استاد دستش را به داخل کیسه فرو برد و سه عروسک از آن بیرون آورد و به شاهزاده عرضه نمود و گفت: "بیا اینان دوستان تو هستند، اوقاتت را با آنها سپری کن."
شاهزاده با تمسخر گفت: " من که دختر نیستم با عروسک بازی کنم! "
عارف اولین عروسک را برداشته و تکه نخی را از یکی از گوشهای آن عبور داد که بلافاصله از گوش دیگر خارج شد.
سپس دومین عروسک را برداشته و اینبار تکه نخ از گوش عروسک داخل و از دهانش خارج شد.
او سومین عروسک را امتحان نمود.
تکه نخ در حالی که در گوش عروسک پیش میرفت، از هیچیک از دو عضو یادشده خارج نشد.
استاد بلافاصله گفت : " جناب شاهزاده، اینان همگی دوستانت هستند، اولی که اصلا به حرفهایت توجهی نداشته، دومی هرسخنی را که از تو شنیده، همه جا بازگو خواهد کرد و سومی دوستی است که همواره بر آنچه شنیده لب فرو بسته "
قــطاری سوی خـــدا میرفت . . . .
همه ی مردم سوار شدند، اما وقتی به بــهشت رسیدند، همگی پیاده شدند و فراموش کردند که مقصد "خــــــدا" بود نه "بـــــهشت"!!!!

ادامه مطلب ...
بله همونطوری که همکلاسی های عزیز می دونند چند تن از دوستان بلأخره نیمه ی گمشدشون رو یافتند منم گفتم بذار چند تا دسته گل زیبا به افتخارشون اینحا بذاریم ؛
ولی بسی خیال باطل که نخوان شیرینی بدند ؛ یعنی این شیرینی رو باید بدهنــــــد !
ادامه مطلب ...