ازصدای گذر"آب"چنان فهمیدم "تندتر"ازآب روان،"عمرگران" میگذرد…
"زندگی" را نفسی ارزش"غم" خوردن نیست…آنقدر"سیر"بخندکه ندانی غم چیست…

سلام به دوستان گلم
این ۱۲ روزی که نبودم رفته بودم به یه جای خاص که ازش چند تا عکس می زارم واستون
دیار کردستان (سرزمین مجاهدت های خاموش )


بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها هجری و شمسی همه بی خورشیدند
سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است
فصلها را همه با فاصله ات سنجیدند
تو بیایی همه ثانیه و ساعتها
از همین روز
همین لحظه
همین دم
عیدند

ترس از محیط مدرسهاگر من آزادم پس بگذارید حرف بزنم ...
بگذارید بگویم که عدالت ...
آزادی ...
عشق...
انسانیت طعام من است و برایم زندگی بدون طعام
معنایی ندارد و دیری نمی پاید....