page contents نامه ی چه گوارا به همسر و فرزندانش : - دانشجویان مدیریت ارومیه
X
تبلیغات
رایتل
 
دانشجویان مدیریت ارومیه
فرهیختـــگان امروز ؛ مدیـــران فردا
                                                                 
درباره وبلاگ
با سلام به وبلاگ دانشجویان مدیریت ارومیه خوش اومدید. این وبلاگ برای دانشجویان مدیریت ورودی های سال 90 ایجاد شده ولی همه می توننداز مطالبش استفاده کنند. اینجا هم مطالب علمی داریم و هم دلنوشته های دانشجوها و خیلی چیزای دیگه ...! در ضمن در مورد مطالب حتما نظر بدید ! ( بالا گوشه ی سمت راست هر مطلب ) در نظر سنجی هامونم حتمـــا شرکت کنیـــد!!! {این پایینه }
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 171942
امکانات دیگر






ساعت فلش مذهبی

شنبه 20 دی‌ماه سال 1393 :: 01:00 ب.ظ ::  نویسنده : ΈldaƦ

47 سال پیش «ارنستو چه گوارا» یا همان رفیق چه به گونه ای ناجوانمردانه کشته شد. قرعه این اتفاق به نام سرجوخه «ماریو تران» افتاد و تصمیم بر این بود تا به گونه ای صحنه سازی شود که گویی «ارنستو» در جریان درگیری ها زخمی و کشته شده است.



تران ابتدا به دست ها و پاهای «چه» شلیک کرد، ۹ بار سینه او را مورد هدف قرار داد و سرانجام آخرین گلوله را به سمت گلویش نشانه رفت. بنابراین «اسطوره عصیان» در ساعت ۱۳:۱۰ روز ۹ اکتبر ۱۹۶۷ کشته شد.
سال های زیادی است که از مرگ این فرمانده تاریخ ساز می گذرد، اما راهی که او پیموده هنوز در جریان انقلاب های ضد امپریالیستی و ضد استعماری قابل مشاهده است. با وجود افول اندیشه های مارکسیستی در سراسر جهان، ایدئولوژی جنگ چریکی «چه» و آرمان هایی که او دنبال می کرد، سرلوحه حرکات اعتراض آمیز مردم زیادی قرار گرفت. صداقت و از خود گذشتگی وی چنان خالصانه بود که این فرمانده آرژانتینی مرزهای آمریکای لاتین را درنوردید و تصویری از اسطوره را به جهان ارائه کرد که در دهه های اخیر و در عصر مدرنیته کمیاب است.

هر کجا که اکسیژن برای زندگی کم است، هر کجا که فریاد آزادی در گلو خفه شده و بی عدالتی بیداد می کند، فرمانده «چه گوارا» با لبخند می گوید: آزادی بخش وجود ندارد، مردم هستند که خود را آزاد می کنند...

یادت گرامی و راهت جاویدان...

 

 



هلیدا ، آلیدا ، کامیلو ، سلیا و ارنستیو ، عزیزان من !
اگر ناچارید که این نامه را بخوانید علتش این است که من دیگر در بین شما نخواهم بود .آن موقع شما مرا سخت به خاطر می آورید و کوچکترها که اصلاً مرا به یاد نخواهند داشت . پدر شما مردی بود که کارها و افکارش با یکدیگر هماهنگ بود و شکی نیست که او نسبت به اعتقادات خود وفادار بوده . دوست دارم انقلابی های خوبی از کار درآیید ، تا می توانید مطالعه کنید تا با روشها و فنونی که شما را بر طبیعت مسلط می کنند ، کاملاً آشنا شوید . فراموش نکنید که انقلاب مهمترین چیزاست و ما هر کدام به تنهایی ارزش نداریم . مهمتر از همه ، همیشه این توانایی را داشته باشید که هرگونه ظلمی را که در جایی از این دنیا نسبت به کسی رواداشته می شود عمیقاً بررسی کنید . این زیبا ترین خصلت یک فرد انقلابی است . به امید دیدار های هرچه بیشتر با شما بچه های کوچک من ! می بوسمتان و در آغوشتان می گیرم  -  پدر


● می دانستم در لحظه‌ای که روح بزرگ حاکم، ضربه‌ای می زند تا تمام بشریت را به دو دسته مخالف تقسیم کند، من در کنار مردم عادی خواهم بود.
o در کتاب چه بودن: سفر دوم گوارا در آمریکای لاتین


● رهبران بی رحم تعویض می شوند تا رهبر دیگری بی‌رحم شود.
o نقل قول شده در کتاب وحشی آمریکایی

● هنگامی که نیروهای جور و ظلم، خود را برای رسیدن به قدرت در برابر قانون قرار می دهند، صلح شکسته شده است.
o جنگ پارتیزانی نوشته چه گوارا

● جنگ‌جوی چریکی به یاری کامل مردم منطقه نیازمند است.
o جنگ پارتیزانی نوشته چه گوارا

● من آزادی بخش نیستم. آزادی بخش وجود ندارد، مردم هستند که خود را آزاد می کنند.
o بیانیه در مکزیک

● انقلاب، سیبی نیست که پس از رسیدن می افتد، ما باید به افتادن مجبورش کنیم.
o روزنامه اینترکانتیننتال (در قاره)
o کتاب « نوشته‌ها و سخنان منتخب» بخش سخنان چه‌گوارا

● من علاقه‌مند به جامعه‌ی خشک اقتصادی نیستم. ما علیه نکبت و از خود بیگانگی مبارزه می‌کنیم.
o در کتاب صورتهای مختلف جامعه‌شناسی سوسیالیستی و سیاستمداران نوشته پل هولاندر نقل شده است.

● اگر تو در برابر هر بی‌عدالتی از خشم به لرزه می افتی؛ بدان که یکی از رفقای من هستی.
o نقل قول شده در کتاب شورش  ِ شایسته‌ی نقل قول: گفتارهای سیاسی  ِ عرصه‌های خطیر

● [مبارزه] تا ابد، تا پیروزی. یا مرگ یا میهن
o نامه خداحافظی به فیدل کاسترو

● ما هرگز نمی‌توانیم از داشتن چیزی برای زندگی مطمئن شویم تا وقتی که برای آن مایل به مردن باشیم.
o در کتاب فرزانگان: سخنان بزرک از مردان واقعی

● سکوت استدلالی است که معانی دیگری را به دوش می‌کشد.
o درکتاب رازهایی برای یک زندگی غنی‌تر

● با بیشتر شدن درجات استثمار، حس انقلاب هر لحظه قوی‌تر می‌شود.
o کنفرانس سازمان ملل در سوئیس، با عنوان «درحال توسعه»

● اگر خواهان  ِ صلح  ِ جهانی هستیم، همزیستی مسالمت آمیز نباید به کشورهای قدرتمند محدود شود.
o سخنرانی در نوزدهمین گردهمایی سازمان ملل

● آخرین ساعات حیات استعمار است، و میلیونها نفر از ساکنان آفریقا ، آسیا و امریکای لاتین برخاسته اند تا با زندگی جدید دیدار کنند. حق خود را بخواهند، حق تعیین سرنوشت خویش.
o سخنرانی در نوزدهمین گردهمایی سازمان ملل

● به عنوان مارکسیست می‌گویم که حفظ همزیستی مسالمت آمیز بین ملت‌ها با همزیستی بین بهره‌کش و بهره‌ده و ستم‌دیده و ستمگر ممکن نیست.»
o سخنرانی در نوزدهمین گردهمایی سازمان ملل

● چشمان آزاد  ِ ما به افقی جدید باز شده و می‌تواند دیروز را ببیند. ما به عنوان بردگان استعمار نمی‌توانستیم تصویر کفتار و شغال را در پشت ظاهر استعمار کنندگان مشاهده کنیم. حیوان گوشتخواری که غذایش مردم غیرمسلح هستند.
o سخنرانی در نوزدهمین گردهمایی سازمان ملل

● مبارزه علیه امپریالیسم برای رهایی از موانع استعمار یا استعمار ِنوین که با استفاده از ابزارهای سیاسی و سلاح‌های نظامی و یا ترکیبی از این دو در حال اجراست، از مبارزه بر علیه عقب‌ماندگی و فقر جدا نیست. هر دو، مراحلی هستند در یک مسیر که به سوی جامعه‌ی جدیدی پر از عدالت و فراوانی هدایتمان می‌کند.»
o سخنرانی در دومین سمینار اقتصادی آفریقا-آسیایی در الجزیره.

● قدرشناسی مردم، ارزشمندتر و دیرپای‌تر از طلاست.
o طب انقلابی نوشته چه گوارا

● ما نباید نزد مردم برویم و بگوییم: ما آمده‌ایم تا شما را زیر بال وپر خود گرفته و فقیرنوازی کنیم، یا علم خودمان را به شما تعلیم دهیم، کمبود فرهنگتان، جهلتان را از مسائل ابتدایی و اشتباهاتتان را به خودتان گوشزد کنیم. به جایش باید با ذهنی پژوهنده و روحی فروتن، از منبع عظیم دانایی و خرد ِ مردم بهره بگیریم.
o طب انقلابی نوشته چه گوارا

● دشمن ما و دشمن همه آمریکا، دولت انحصار طلب ایالات متحده است.
o طب انقلابی نوشته چه گوارا

● من نه یک مسیحی هستم و نه یک بشردوست. من هرچیزی به جز یک مسیحی هستم، و بشردوستی در مقایسه با باور من بی‌ارزش به‌ نظر می‌رسد. من به‌جای این‌که اجازه بدهم به یک صلیب میخ‌کوبم کنند، با هر سلاحی که دستم به آن برسد پیکار خواهم کرد.
o نامه به مادرش در کتاب چه گوارا: زندگی یک انقلابی

● در یک انقلاب، انسان یا پیروز می‌شود یا می‌میرد، اگر آن انقلاب واقعی باشد.
o نامه خداحافظی به فیدل کاسترو

● بگذارید بگویم که یک انقلابی واقعی توسط حس بزرگی از عشق راهبری می‌شود.
o از کتاب انسان و سوسیالیسم در کوبا نوشته ارنستو چه گوارا

● می‌دانم که مجبوری مرا بکشی. شلیک کن بزدل، تو داری یک مرد را می‌کشی.
o آخرین سخنان

● می‌دانستم که می خواهید به من شلیک کنید. من نباید زنده دستگیر می‌شدم. به فیدل بگوئید این شکست، به معنای پایان انقلاب نیست. این پیروزی در جای دیگری انجام خواهد شد. به آلیدا بگوئید اینها را فراموش کند، دوباره ازدواج کند و خوشحال باشد. به تحصیل بچه‌ها کمک کند. از سربازها بخواهید درست نشانه بگیرند.