page contents خیـزید و خـز آریـد که هنـگام خـزان اسـت ... - دانشجویان مدیریت ارومیه
X
تبلیغات
رایتل
 
دانشجویان مدیریت ارومیه
فرهیختـــگان امروز ؛ مدیـــران فردا
                                                                 
درباره وبلاگ
با سلام به وبلاگ دانشجویان مدیریت ارومیه خوش اومدید. این وبلاگ برای دانشجویان مدیریت ورودی های سال 90 ایجاد شده ولی همه می توننداز مطالبش استفاده کنند. اینجا هم مطالب علمی داریم و هم دلنوشته های دانشجوها و خیلی چیزای دیگه ...! در ضمن در مورد مطالب حتما نظر بدید ! ( بالا گوشه ی سمت راست هر مطلب ) در نظر سنجی هامونم حتمـــا شرکت کنیـــد!!! {این پایینه }
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 190572
امکانات دیگر






ساعت فلش مذهبی

پنج‌شنبه 4 مهر‌ماه سال 1392 :: 09:51 ب.ظ ::  نویسنده : Alireza

خیزید و خز آرید که هنگام خزان است

باد خنک از جانب خوارزم وزان است

آن برگ رزان بین که بر آن شاخ رزان است

گویی به مثل پیرهن رنگ رزان است

دهقان به تعجب سر انگشت گزان است

کاندر چمن و باغ نه گل ماند و نه گلنار
.
.
.

دهقان به سحرگاهان کز خانه بیاید

نه هیچ بیارامد و نه هیچ بپاید

نزدیک رز آید در رز را بگشاید

تا دختر رز را چه به کارست و چه شاید

یک دختر دوشیزه بدو رخ ننماید

الا همه آبستن و الا همه بیمار

دهقان چو درآید و فراوان نگردشان

تیغی بکشد تیز و گلو باز بردشان

وانگه به تبنگوی کش اندر سپردشان

ورزانکه نگنجند بدو درفشردشان

بر پشت نهدشان و سوی خانه بردشان

وز پشت فرو گیرد و برهم نهد انبار

آنگه به یکی چرخشت اندر فکندشان

بر پشت لگد بیست هزاران بزندشان

رگها ببردشان ستخوانها شکندشان

پشت و سر و پهلوی به هم درشکندشان

از بند شبانروزی بیرون نهلدشان

تا خون برود از تنشان پاک به یکبار

آنگاه بیارد رگشان و ستخوانشان

جایی فکند دور و نگردد نگرانشان

خونشان همه بردارد و بردارد جانشان

وندر فکند باز به زندان گرانشان

سه ماه شمرده نبرد نام و نشانشان

داند که بدان خون نبود مرد گرفتار

یک روز سبک خیزد شاد و خوش و خندان

پیش آید و بردارد مهر از در زندان

چون در نگرد باز به زندانی و زندان

صد شمع و چراغ اوفتدش بر لب و دندان

گل بیند چندان و سمن بیند چندان

چندانکه به گلزار ندیده است و سمن زار



سروده : منوچهری دامغانی